تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


در گفتگو با دکتر شریعتی نیاسر عنوان شد:

اجرای آمایش آموزش عالی عزم ملی می‌طلبد



اشاره: دکتر مجتبی شریعتی نیاسر که علاوه بر عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران مسئولیت معاونت آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را نیز بر عهده دارد؛ در گفتگوی اختصاصی با مرکز خبر شورای عالی انقلاب فرهنگی به تشریح اقدامات صورت گرفته در راستای اجرای "سندآمایش آموزش عالی" پرداخته؛ که قسمت  پایانی این گفتگوی مشروح از نظرتان می‌گذرد:
شما در بخش‌هایی از گفتگو به اعمال نفوذ و درخواست‌های مسئولان منطقه‌ای برای ایجاد و گسترش مراکز آموزش عالی در منطقه‌شان اشاره کردید. برای این موضوع چه تمهیداتی دارید؟
اعمال نفوذ با بخشنامه و دستورالعمل اصلاح نمی‌شود. اعتقاد من این است که برای جلوگیری از اعمال نفوذ، قاطعیت مدیریت شرط است. مدیریت بالا در آموزش عالی اگر قاطع، با انگیزه و مصمم در اجرای وظایف یا تکالیف محوله گام بردارد، دیگر اعمال نفوذ نقشی نخواهد داشت یا حداقل نقش آن خیلی کمرنگ خواهد بود، اما اگر قرار باشد که ما منعطف باشیم یا انفعالی برخورد کنیم طبعا هر اعمال نفوذی هم ممکن است تاثیرگذار باشد.
در کل با این تمایل چکار باید کرد؟ تمایلی که ممکن است در منطقه‌ای وجود داشته باشد که دوست داشته باشند یک دانشگاه یا مرکز آموزش عالی در منطقه‌شان داشته باشند. این تمایل بد نیست اما چه کار می‌شود کرد که جهت درستی پیدا کند؟
دوست داشتن با توانمندی‌ها، پتانسیل‌ها، نیازهای منطقه معنا پیدا می‌کند. ممکن است من با خودم بگویم دوست دارم که یک ماشین آخرین مدل داشته باشم اما اگر پول خرید آن را نداشته باشم و اگر اصلا نیاز من به چنین ماشینی نباشد خب این دوست داشتن هم معنا و مفهوم پیدا نمی‌کند. ما باید دوست داشتن‌ها را در بستر نیاز و در بستر پتانسیل‌ها تعریف کنیم.
در اینجا باز به بحث مدیریت شرایط برمی‌گردیم.
ببینید اگر من فرماندار و بخشدار یک منطقه باشم ممکن است دوست داشته باشم در منطقه من یک دانشگاه بزرگ بین‌المللی ایجاد بشود و فشار هم بیاورم و به هر دلیلی یک جایی زمینی بگیریم، بعد تابلویی هم کنار یک زمین خالی بزنیم که اینجا دانشگاه بین‌المللی است؛ کما اینکه این اتفاقی است که در گوشه و کنار کشور افتاده است؛ منتها چنین تلاشی مثمر ثمر نخواهد بود و این دوست داشتن‌ها، دوست داشتن‌های توأم با عقلانیت نیست.
مسئولین باید دوست داشتن‌های‌شان را برای مناطق و یا حوزه انتخابیه‌شان منطبق با عقلانیت و پتانسیل‌ها و وضعیت رفاهی منطقه کنند چون وضعیت رفاهی منطقه از آن جهت مهم است که می‌تواند حضور اعضای هیئت علمی و دانش‌آموختگان ممتاز را در آن منطقه تضمین کند. اگر حضور آنها تضمین شد می‌شود به پتانسیل نیروی انسانی منطقه قسم خورد؛ والا اگر یک نفر در یک مجموعه‌ای در یک گوشه از کشور بگوید که ما جوانان و نخبگان زیادی در اینجا داریم و دانشگاه می‌خواهیم، این کفایت نمی‌کند.
اگر امکانات رفاهی منطقه، توسعه و آبادانی آن منطقه جواب ندهد، آن دانشجویان نخبه و ممتاز اصلا آنجا نمی‌مانند؛ بنابراین این یک پازل است که بخش‌های مختلف آن به هم مرتبط است و نمی‌شود یک مسئولی صرفاً به خاطر اینکه دوست دارد در آنجا دانشگاه باشد، تابلوی دانشگاه را در آنجا بزند.
اخیرا من خودم در یکی از استان‌ها، در یکی از شهرها - که نمی‌خواهم نام ببرم - دیدم در بالای سردر یک مدرسه که واقعا هم مدرسه بود تابلوی بزرگی زده بودند که دانشگاه فلان. این مرکز اصلا مجوز هم ندارد. از مسئول آن پرسیدم، این چیست؟ ایشان گفت اینجا مدرسه‌ای بوده منتها به دلیل اینکه مشتری نداشته یا سود اقتصادی نداشته است، مسئولین اینجا را گرفته‌اند که دانشگاه تأسیس کنند. واقعا این سوال برای من مطرح است که وقتی در آنجا یک مدرسه نتوانسته پا بگیرد چطور یک دانشگاه می‌خواهد با اقبال مواجه شود؟ این همان دوست داشتن بود که فرماندار محل دوست داشت که در آنجا دانشگاه داشته باشد و تابلو را بدون مجوز در آنجا زده بود و ساختمان را هم با یک فشارهایی از دستگاه دیگری گرفته بود و حالا آمده است و به ما فشار می‌آورد که ما ساختمان داریم، تابلو هم زده‌ایم و می‌خواهیم مجوز بگیریم اما ما در دوره مسئولیت خودمان به اینها نه مجوز داده‌ایم و نه خواهیم داد.
همه مسئولین ما و همه کسانی که در گوشه و کنار کشور دارند صادقانه تلاش می‌کنند باید توجه کنند که توسعه آموزش عالی در منطقه خودشان باید نیازمحور باشد و اساساً پتانسیل‌های لازم به لحاظ امکانات و تجهیزات و به لحاظ منابع انسانی وجود داشته باشد تا یک واحد دانشگاهی شکل بگیرد.
وقتی هم قرار است یک واحد دانشگاهی شکل بگیرد باید به لحاظ ساختاری سلسله مراتب خودش را داشته باشد؛ به این معنا که ابتدا یک مرکز آموزش عالی باشد، بعد به دانشکده، بعد به مجتمع و بعد یک واحد بزرگتر و نهایتا یک دانشگاه تبدیل بشود و اینطور نیست که کسی بتواند از ابتدا تابلوی دانشگاه بزند. من از کنار جاده در یک استان از یک جایی رد می‌شدم دیدم کنار جاده نوشته است دانشگاه فلان شهر. بعد هر چه نگاه کردم چیزی ندیدم جز اینکه کمی دورتر در میان مزرعه‌ها و فضای سبز منطقه دیدم یک اسکلت فلزی است که گفتند بخشدار اینجا از مردم پول جمع کرده و می‌خواهد اینجا را دانشگاه بکند و کل زیربنای این اسکلت فلزی شاید 200،300 متر بیشتر نبود. اینها به سخره گرفتن آموزش عالی و به نوعی مردم را سرگرم کردن است ؛ این کار درستی نیست. شایستگی جوان‌های ما خیلی بیشتر از اینها است و بنابراین ما باید گام‌های خیلی جدی در این رابطه برداریم.
تا چه حد در سیاست‌گذاری‌ها به ریشه‌های این خواسته مسئولان و مردم مناطق توجه می‌شود؟ در یک منطقه ممکن است مردم و مسئولان احساس کنند باید کاری برای شهرشان انجام دهند و باید به نحوی متحول شده و از وضعیتی که دارند خارج بشوند اما نمی‌دانند از کجا باید شروع کنند. نزدیک‌ترین چیزی که به ذهنشان می‌رسد این است که یک دانشگاه باشد که چه از بیرون این شهر به این دانشگاه بیایند و یا اینکه از داخل شهرشان نیروها تربیت بشوند و تحولی اتفاق بیفتد. آیا در این طرح مثلا پیش‌بینی شده که با بررسی‌های کارشناسی گروه‌های دارای تخصص که به شهرستان‌ها فرستاده می‌شوند به شناخت پتانسیل‌های آن مناطق کمک شود؟ ممکن است مسئولین آن منطقه خودشان درک درستی نداشته باشند که در آن منطقه چه کاری باید انجام شود.
مهمترین نقشی که آموزش عالی می‌تواند داشته باشد این است که نیاز مناطق را شناسایی کند و به مدیران مناطق یا بخش‌های استانی علاقمند، مشاوره بدهد که ساز و کار لازم برای ایجاد یک مرکز دانشگاهی چیست. البته این در صورتی است که آنها علاقمند باشند آن سازوکار و آن نظر مشورتی دستگاه آموزش عالی را ملاک عمل قرار بدهند و به شیوه‌های دیگری متوسل نشوند تا به هر  وسیله‌ای که شده تابلویی را یک جا بالا ببرند.
ببینید ما نباید کاری کنیم که آیندگان به ما و کارهایی که داریم می‌کنیم بخندند و همانطور که ما کار گذشتگان را نقد می‌کنیم نباید کاری کنیم که آیندگان عملکرد ما را به انتقاد بکشند.
به هر حال غالب مسئولین ما دانشگاهی، تحصیل‌کرده و دنیا دیده هستند و خودشان باید متوجه باشند که درخواست‌های خارج از استاندارد نکنند و با فشار و امثال آن نخواهند که مجوز بگیرند؛ این کاری است که در گذشته صورت گرفته است و ما امروز به عنوان یک چالش با آن روبرو هستیم.
مسئولین باید تلاش کنند که سازوکارهای لازم را برای ایجاد یک دانشگاه فراهم بکنند و بعضا نمایندگان محترم مجلس یکی از ساز و کارها را گرفتن ردیف بودجه می‌دانند اما ردیف به تنهایی اصلا کافی نیست. برخی مناطق دانشگاهی ما که هیچ چیز ندارند، نه ساختمان، نه تجهیزات، نه مالکیت زمین را دارند، با فشار نماینده از سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی ردیف گرفته‌اند و حالا به حساب اینکه ردیف دارد به سختی زیر بار این می‌روند که آنجا شرایط لازم برای ایجاد یک دانشگاه را ندارد.
به هر ترتیب می‌خواهم بگویم که در یک کلام تحقق اهداف طرح آمایش آموزش عالی در گرو عزم ملی همه مسئولان نظام است. مسئول اجرای این طرح دستگاه آموزش عالی است اما همراهی همه ارکان نظام را می‌طلبد؛ نمایندگان محترم مجلس، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ائمه جمعه و جماعات، فرمانداران، استانداران، بخشداران، همه اینها باید توجه داشته باشند که توسعه آموزش عالی باید توسعه هدفمند بشود. اگر فراتر از هدفمندی گام برداریم در واقع آموزش عالی ما، اگر نه در سطح ملی، ولی در سطح مناطق و استان‌ها و محلی، افول و نزول خواهد کرد و این کار درستی نیست. شأن دانشگاه‌های ما در این است که بتوانند استانداردهای قابل قبول را در سطح ملی و بین‌المللی حفظ کنند.
در مورد دیگر بندهای طرح آمایش آموزش عالی چه اقداماتی انجام شده است؟
یکی از بندهای این طرح یکپارچه‌سازی نظام پذیرش و سنجش است که اجرای این سیاست را ما از سال گذشته شروع کرده‌ایم. سال گذشته ما آزمون دکترا را به صورت یک جا داشتیم و از طریق تفویض اختیار به دانشگاه‌ها، آزمون دکترا را به دانشگاه‌ها واگذار کردیم، اما با توجه به این بند طرح آمایش آموزش عالی و مصوبه مجلس شورای اسلامی، ‌طرح یکپارچه نظام پذیرش سنجش را پیاده کردیم.
از همین سال گذشته برای اولین بار دوره دکترا و فوق لیسانس به صورت یکپارچه بین همه زیرنظام‌ها برگزار شد و بنابراین این بند هم تحقق پیدا کرده است البته امیدواریم در ادامه مسیر با حفظ و رعایت این مصوبه بتوانیم استقلال، اقتدار و نقش‌آفرینی دانشگاه‌های بزرگ خودمان را هم در پذیرش دانشجو تقویت کنیم.
بند بعدی این طرح مربوط به نظام سطح‌بندی است. در این رابطه هم ما گام‌هایی را به صورت جدی برداشته‌ایم و سطح‌بندی مؤسسات غیرانتفاعی تقریبا تمام شده است.
این مؤسسات به پنج سطح تقسیم شده‌اند و برای هر سطح سیاست‌های توسعه‌ای خاصی تعریف شده است. مراکزی که در سطح پنج هستند جلوی توسعه‌شان به طور کامل گرفته شده و آنهایی که در سطح یک قرار دارند، یعنی بهترین‌ها، نه تنها مانعی برای توسعه ندارند، بلکه شاخص‌های تشویقی را برای آنها اعمال می‌کنیم و این مؤسسات در هر جایی که باشند، در صورت دارا بودن شاخص‌ها، مورد حمایت هستند.
البته ما هیچ مجوز جدیدی به مؤسسات غیرانتفاعی، جز آنچه توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر شده، نداده‌ایم و دلیل آن هم رشد بی‌رویه‌ای بود که در سال‌های اخیر ایجاد شده بود.
البته ممکن است در آینده زمینه‌هایی پیش بیاید که ما مجدداً مجوزهایی را بدهیم اما این در گرو آن است که فعلا آنچه داریم سرو سامانی پیدا کند و به یک سطح قابل قبولی برسد و اگر بعد از آن احساس نیازی بود، مجدداً مجوز جدید داده خواهد شد.
در هر صورت مؤسسات غیرانتفاعی فقط در قالب سطح‌بندی خودشان می‌توانند توسعه پیدا کنند و برای هر کدام از این سطوح شرایط توسعه تعریف شده و لذا فارغ از آن شرایط توسعه نمی‌توانند رشد بی‌رویه داشته باشند.
همچنین ما مراکز دولتی را هم در چهار سطح دسته‌بندی کرده‌ایم و ما در حال کار روی فاز آزمایشی آن هستیم و انشالله در آینده نزدیک سطح‌بندی قطعی مراکز دولتی را نیز اعلام می‌کنیم.
برای سطح‌بندی بعضی از مراکز دیگر مثل دانشگاه آزاداسلامی هم راهکاریی را اندیشیده‌ایم که ان شالله با کمک مدیریت این دانشگاه بتوانیم آن را هم به نتیجه برسانیم.
برخی از دانشگاه‌های دیگر نیز سطح‌بندی را در دل خودشان شروع کرده‌اند که البته باید به تأیید ستاد هم برسد و این موضوع هم در دست پیگیری است.
در زمینه بین‌المللی‌شدن دانشگاه‌ها هم باید عرض کنم که شاید واژه بین‌المللی شدن یک دانشگاه چندان درست نباشد؛ بهتر است بگوییم راهکارهای ورود دانشگاه‌ها به عرصه بین‌الملل.
این بدین معناست که دانشگاه‌ها بتوانند خودشان را در عرصه رقابت‌های بین‌المللی ببینند. قاعدتا انتظار این است که دانشگاه‌های مطرح و با سابقه ما بتوانند به این حوزه ورود پیدا بکنند؛ به دلیل پتانسیل‌هایی که هم از جهت نیروی انسانی و هم از جهت امکانات و هم از جهت سابقه همکاری‌های بین‌المللی دارند.
به هر حال ما باید بتوانیم به میدان و عرصه بین‌الملل وارد شویم و رقابت کنیم؛ ما مدعی این هستیم که از دانشمندان بسیار خوب و مطرحی در دنیا برخوردار هستیم و دانشمندان ما، اساتید ما، محققین ما و حتی دانشجویان و نخبگان ما به خوبی در عرصه بین‌الملل می‌توانند وارد شده و رقابت کنند و ما باید از طریق تعامل با مراکز معتبر بین‌المللی این زمینه را فراهم کنیم.
البته باید توجه هم داشته باشید که هوشیارانه با قضیه برخورد کرده و آرمان‌های نظام را خدشه‌دار نکنیم. چون مسئولیت ما در تعاملات بین‌المللی بسیار سنگین است و ضمن وارد شدن به این عرصه باید مراقب و هشیار باشیم و به عبارت دیگر هم جنبه ایجابی آن مهم است و هم جنبه سلبی آن.
جمعیت دانشجویان خارجی ما الان در کل کشور تقریبا نزدیک به یک درصد است که این کافی نیست و باید خیلی بیش از اینها توسعه پیدا کنیم.
همین که میدان آموزش را برای غیرایرانی‌ها باز کنیم خودش به نحوی معرفی پتانسیل داخل کشور برای کشورهای دیگر است؛ خیلی از اساتید ما که فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های خارجی هستندو متداول‌ترین توصیفات‌شان از توانایی و امکانات و اساتید دانشگاه‌های محل تحصیل‌شان استو افرادی که به خصوص در کشورهای پیشرفته تحصیل کرده‌اند غالبا این گونه توصیفات را بیان می‌کنند و این به طور غیرمستقیم تبلیغی برای پتانسیل آن کشورها است.
به نظر ما باید این جریان معکوس شود و ما بتوانیم سفیرانی را در دانشگاه‌های‌مان تربیت کنیم که به کشورهای‌شان بروند و نقش‌آفرینی کنند و این سفیران اتباع خود کشورهای خارجی هستند که می‌توانند در اینجا در حوزه‌های مختلف با رعایت برخی ملاحظات حضور پیدا کنند و چنان که می‌دانید سندی هم در این موضوع در دست نهایی‌سازی است.
بد نیست اینجا عرض کنم که ارتباطی هم میان طرح‌های اقتصاد مقاومتی که مقام معظم رهبری (مدظله العالی) بر آن تاکید دارند و بین‌المللی شدن دانشگاه‌ها وجود دارد؛ 15 طرح اقتصاد مقاومتی در سطح ملی مطرح شده که چهار طرح آن به آموزش عالی مربوط می‌شود.
یکی از آن طرح مربوط به ورود دانشگاه‌های مطرح ما به عرصه بین‌الملل است و ما روی این طرح کار زیادی کرده‌ایم و برنامه ما این است که تا افق 1404 حداقل 5 دانشگاه کشور در تراز بین‌المللی و در جمع 200 دانشگاه برتر دنیا قرار بگیرند یعنی این کاری است که داریم دنبال می‌کنیم و ان شالله هم نتیجه خواهد داد.
ما در قالب آن طرح هم ورود آموزش عالی به عرصه بین‌الملل را به خوبی دیده‌ایم و ما یک برنامه 10 ساله را تدوین کرده‌‌ایم که از سال 96 آغاز می‌شود و امیدواریم که تا سال 1404 به اهداف از پیش تعریف شده برسیم.
نکته دیگری که در طرح آمایش وجود دارد، یکپارچه‌سازی آموزش‌های مهارتی است. ما الان دو دانشگاه بزرگ آموزش‌های مهارتی داریم که جمعیت قابل توجهی از دانشجویان را به خودشان اختصاص می‌دهند؛ یکی دانشگاه فنی حرفه‌ای و دیگری دانشگاه جامع علمی‌کاربردی و طرح‌هایی هم در خصوص این دانشگاه‌ها در دست پیگیری است.
کیفی‌سازی آموزش عالی نیز موضوع دیگری است که در این زمینه هم گام‌های خوبی برداشته شده است البته بند دیگر طرح آمایش در مورد ضرورت هدفمندی اشتغال و تحصیل هم موضوع بسیار مهمی است که مورد توجه مسئولین کشور هم هست و ما هم برنامه‌هایی را در این زمینه داریم.
از وقتی که در اختیار ما قرار دادید سپاسگزارم.
من هم از شما متشکرم.


كد خبر:40754
منبع خبر:دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی
تاريخ خبر:1396/07/12