تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


میثم نیلی:

ما به این حد از دستاوردهای فرهنگی هم قانع نیستیم



میثم نیلی مدیر عامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی و صاحب امتیاز و مدیر مسئول پایگاه اطلاع رسانی رجا نیوز است. وی از فعالان سابق دانشجویی و از اعضای سابق اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان نیز است.
گفت‌وگویی با ایشان در باب «چالش‌های فرهنگی انقلاب اسلامی» انجام داده‌ایم که تقدیم حضور شما می‌شود:
چهل سالگی انقلاب اسلامی است. در چهل سال گذشته در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی چه کارهایی انجام داده‌ایم؟
پاسخ سؤال شما در یک کلمه بسیار مشکل می‌باشد. باید کمی توضیح داد که در حوزه فرهنگ چه اتفاقاتی در حال وقوع است. هم‌زمان با اینکه کار مثبتی انجام می‌شود گاهی جدول‌های دیگری پر می‌شود که آن جداول به ضرر فکر و نگاه ما می‌باشد و ساده‌انگارانه می‌باشد اگر این موارد در نظر گرفته نشود و فکر کنیم فقط کار خودمان در حال پیشرفت است. پس هم‌زمان که از فعالیت‌های چهل ساله انقلاب اسلامی صحبت می‌کنیم باید به کار دیگران هم نظر کنیم. آن وقت است که مشخص می‌شود آیا ما موفق شده‌ایم یا نه و تا چه اندازه موفق بوده‌ایم. با عنایت به چیزی که به‌عنوان نگاه فرهنگی امام(ره) و مبانی فکری حضرت آقا‌ بخواهیم بحث را دنبال کرده و بخواهیم آن را معیار قرار دهیم، می‌توان گفت ما باید ابتدا به یک هدف حداقلی نظر بیندازیم و یک هدف حداکثری و بزرگتر را هم مد نظر داشته باشیم. واقعیت این است که در نگاه حداقلی که ساخت انسان‌های مثالی و نمونه در کوره مبارزه انقلاب اسلامی با ابر قدرت‌ها در همه عرصه‌ها می‌باشد، دست یافته‌ایم. چون مبارزه‌ای در نفس وجود و نفس برقرار بودن پرچم اسلامی باعث مبارزه و درگیری شده است و از نگاه دشمنان این پرچم هرطور است باید بر زمین بیفتد بنابراین طرف مقابل انگیزه دارد که این مبارزه را پیروز شود. از طرف دیگر پرچم انقلاب ما هم کلمه لااله الا الله و الله اکبر یعنی نفی تمام طواغیت را در بر دارد. ما می‌گوییم «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ». پس وقتی بود هردو طرف، برابر با نبود دیگری است، این مبارزه و گرما و حرارت مبارزه و انگیزه‌های درونی مبارزه‌کنندگان وقتی وجود دارد یک نوع آبدیدگی را برای افراد مبارزه کننده و نیروهای عملیاتی حوزه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، امنیتی و .. به وجود می‌آورد و نمونه امروزی این مبارزین می‌شوند محسن حججی‌ها و شهرزاده‌ها، شهید خلیلی‌ها، شهید محمد خوانی‌ها، و مدافعین حرم. ساخته شدن این جنس از افراد در کلیت فضای جمهوری اسلامی اتفاق نمی‌افتد. جمهوری اسلامی یک فرآیندهای تربیتی دارد که فرآیندهای تربیتی، رسانه‌ای و فرهنگی آن آنچنان از انسان‌های دور و نزدیک غنی‌سازی نمی‌کند که بگوییم به شکل حداکثری چنین چیزی شکل می‌گیرد. ولی به‌صورت حداقلی در نظام اسلامی افرادی مثل ابوذرها، جابربن عبدالله انصاری‌ها، علی‌ها، سلمان‌ها و عمارها رشد می‌یابند که این ناظر به تعداد محدودی می‌باشد. مثل اینکه این سؤال را بپرسیم که وقتی پیغمبر در مدینه مستقر شدند و حاکمیت مدنی ایشان شکل گرفت چرا افرادی که خلاف اسلام عمل کردند؟ مگر اصحاب پیامبر و در نظام اسلامی نبودند؟ چرا دروغ، دزدی و ....
جواب این سؤال که آیا ما موفق بوده‌ایم اگر با نگاه حداقلی بنگریم یک حداقلی از نیروهای زبده و فولادهای آبدیده در نسل‌های مختلف به‌خصوص نسل جوان به‌صورت کاملاً نمادین، امروزه در جامعه پیدا می‌شوند و عموماً با فرهنگ و روش فکری امام و مقام ولایت و شهدا و تفکر جهاد و نگاه مبارزه‌جویانه با ابرقدرت‌ها وجود داشته و در حال تکثیر هستند. از این نظر نظام جمهوری اسلامی موفق است و در حوزه فرهنگی موفقیت‌های شایان توجهی داشته است. ولی ما به این حد قانع نیستیم. اگر به این حد قانع باشیم پس ادعای ما چه می‌شود؟ صحبت‌های آرمانی ما چه می‌شود؟ نظام اسلامی باید بتواند ارزش‌ها و نظام ارزشی را سکه رایج کند. آیا این کار در مهدها و مدارس، صدا و سیما، مراکز فرهنگی ـ هنری و وزارت ارشاد‌ ما انجام شده است یا کماکان الگوها غیر ارزشمندها هستند؟ ما در نظام تربیتی به صورت حداکثری تربیت دینی، انقلابی و مؤمنانه نداشته و با این نگاه خیلی فاصله داریم.


اگر ما در حوزه‌های فرهنگی، بحث را بر روی نگاه حداکثری به‌عنوان آرمان انقلابی بگذاریم، (چون در انقلاب اسلامی، آرمان حرف اول را می‌زند) در چهل سالگی انقلاب باید بتوانیم فرزندانمان را در مهدها، مدارس و آموزش و پرورشی بگذاریم که حرف اول را در تربیت داشته باشند. چرا بعد از چهل سال نتوانسته‌ایم این موضوع را حل کنیم و هنوز مثلاً باید شاهد فیلم‌های عجیبی باشیم که از مهدها بیرون می‌آید. ما تمام ابزار مثل ولایت، قانون و قوای سه‌گانه را که حداقل در حد شعار پایبند اصول و ارزش‌های انقلاب هستند را داریم.
به نظر بنده اگر عنصر مبارزه در جایی کم شود، مجموعه از نظر قابلیت تربیت‌کنندگی و قابلیت اثرگذاری، خارج می‌شود. یعنی گونه‌ای از یائسگی اتفاق می‌افتد‌. یعنی سازمان‌های غیر‌معارض، سازمان‌های بدون روح هستند. اگر روزی جمهوری اسلامی تأسیس شده است روح جمهوری اسلامی عبارت است از عدم پذیرش نظام حاکم بر جهان. نه شرقی و نه غربی درون خود یک نوع سرکشی دارد و می‌گوید درون من که نه شرق و نه غرب است کلمه لااله الا الله و اسلام وجود دارد و شما هم هیچ غلطی نمی‌توانید بکنید. این یک نوع سرکشی و رفتار ابر قدرت گونه با قدرت الله می‌باشد. ابرقدرت واقعی، قادر مطلق است و می‌توان به آن تکیه کرد و این سخنان را گفت. اگر بافت‌های درونی جمهوری اسلامی متناسب با این موضوع نباشند، یعنی ویژگی‌های روح مبارز جمهوری اسلامی در برابر نظامات دیگر را نداشته باشند، جسم دچار بیماری می‌شود و باید این امر اصلاح شده و این موضوع برطرف شود. روح می‌خواهد مبارزه کند ولی اجزاء، این روح را ندارند. روح هست ولی مثل این است که نیست و کار نمی‌کند. نمی‌تواند خود را مشت کند. انگشت‌ها دور هم جمع نمی‌شوند تا بتوانند در مبارزه کاری را پیش ببرند. در ظاهر جسمی وجود دارد ولی‌ در واقع روحی ندارد. شبیه این مثال در سازمان‌ها و دستگاه‌ها و حتی تشکل‌ها و نهادهای مردمی هم وجود دارد. ما در چه جایی موفق هستیم؟ موفق یعنی دارای توفیق بودن. توفیق داریم یا نداریم؟ توفیق یعنی وفق داشتن با آنچه مبدأ از ما می‌خواهد. یعنی رب‌العالمین از شما چه چیزی را طلب کرده و چه چیزی را به تو امر کرده است؟ آنچه را که تو انجام می‌دهی توفیق است. ما جایی موفق هستیم که با روح مبارزه‌‌ای که درون جمهوری اسلامی‌ نهادینه شده و روح مبارزه با طاغوت، تطابق داشته باشیم. این طاغوت روزی درون نظام است، روزی طاغوت منطقه‌ای است، روزی طاغوت بین‌المللی است و روزی ابرطاغوت جهانی است. وقتی سازمانی در نظام جمهوری اسلامی هست که این روح را ندارد باید بدانیم آن عضو یا سازمان در حقیقت لاشه‌ای است که به زودی تجزیه می‌شود. سازمانی که روح مبارزه و در واقع توفیق مبارزه را نداشته باشد و موفق نباشد، ماندنی نمی‌باشد. اگر بماند، حال همه را بد می‌کند. در حوزه‌های فرهنگی آیا واقعاً مسئولین قوا و برخی دست اندرکاران وزارتخانه‌ها خود را در حال مبارزه می‌بینند؟ آیا وزارت آموزش و پرورش یا وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی در حال مبارزه هستند؟ یعنی حال مبارزه دارند؟ بدانیم اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حال مبارزه داشته باشد موفق خواهد بود ولو اینکه امروز شرایط مناسبی را در آن نبینیم. ولی به زودی نصرت الهی شامل آن خواهد شد. اما امروز به نظر می‌آید روح مبارزه از بعضی سازمان‌ها مفارقت کرده و به خاطر همین است که حالتی شبیه عفونت پیدا کرده‌اند. پس باید منتظر تبعات آن باشیم. به قول آقای شریعتمداری که می‌گفت با این ریش نمی‌شود رفت تجریش. ما با این عِده و عُده و دست و بال لمس و غیر‌فعال نمی‌توانیم حرکت سریعی داشته باشیم و مشت محکمی بزنیم. در مبارزه کم خواهیم آورد. سازمان‌های فرهنگی ما اشکالی در این قضایا دارند.
بنده صحبت شما را تأیید می‌کنم و شاید حضرت آقا هم به همین خاطر است که تکیه ایشان به جای دستگاه‌ها بر روی تشکل‌های مردمی، دانشجویان و نسل جوان گذاشته‌اند و در واقع دیگر انتظار ایشان از مردم است. عزیزانی که این دغدغه را دارند چقدر توانسته‌اند فرمایش آقا را عملی کنند و کار را از تشکل‌های مردمی پیگیری کنند؟ من فکر می‌کنم کسانی که در عرصه جبهه فرهنگی انقلاب فرهنگی هستند امیدی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارند و خودشان دارند کار می‌کنند. ما چقدر توانسته‌ایم در عرصه تشکل‌های مردمی حاضر شده و روی تشکل‌های مردمی کار کنیم؟
نکته ‌این است که در ابتدای انقلاب این اتفاق افتاده است و این خط را امام از ابتدا دنبال کرده‌اند و آقا هم در طول این سال‌ها دائماً دنبال کرده‌اند. ما با تشکیل سپاه پاسداران بر بروکراسی موجود در ارتش برای حفظ مرزهای کشور و فائق آمدن بر بعضی مسائل امنیتی و نظامی داخل کشور غلبه کرده‌ایم. یعنی با سپاه بر بروکراسی درون سیستم‌های متداول نظامی آن روز غلبه کرده‌ایم. با بسیج، بر غول بروکراسی در حال شکل‌گیری در سپاه غلبه کردیم. در جنگ چنین بود و حالا هم همین‌طور می باشد. حتی ممکن است سازمان بسیج هم دچار بعضی از بروکراسی‌ها بشود و غول بروکراسی بخواهد آنجا را هم ببلعد. باز هم با تشکل‌های مردمی و نهادهای خود جوش این مسیر طی می‌شود.
پس این مسیر کماکان ادامه دارد و مثل یک درخت می‌باشد که شاخه‌های اصلی پیر می‌شوند و‌لی از داخل شاخه‌های جوان‌تر با پوست نازک، با قابلیت انعطاف بیشتر و قابلیت رویش گسترده‌تر حاصل می‌شوند. برگ‌ها و میوه‌ها متصل به شاخه‌های نو هستند نه شاخه‌های کهنه. شاخه‌های کهنه فیبر شده‌اند. کما‌اینکه ساقه‌های درخت که روزی از آنها میوه صادر می‌شده الآن دیگر آنچنان قابلیت زایش ندارند و در حال حاضر مسیر عبور مواد برای رسیدن مواد به نقطه نهایی ثمرات و برگ‌ها و شاخه‌های نو هستند که حفظ کننده میوه‌ها می‌باشند. در حال حاضر ما و شما متوجه این هستیم که در فرآیندهای جمهوری اسلامی این موضوع، راهبرد آقا می‌باشد. یعنی آقا دوست ندارند دائم برچهارچوب‌های گذشته تکیه کنند. چهارچوب‌های گذشته در جای خود محفوظ هستند و رویش‌های بعدی، پس از آن حاصل خواهند شد. متأسفانه در حوزه فرهنگی این موضوع درست فهمیده نمی‌شود. برخی افراد کج‌فهم با نگاه‌های استاتیکی، تصور می‌کنند اگر ما وزارت ارشاد داریم دیگر لزومی بر داشتن حوزه هنری نمی‌باشد. اگر وزارت ارشاد وجود دارد حوزه هنری هم باید زیر نظر ارشاد برود. در حالیکه چنین نیست. وزارت ارشاد داریم، حوزه هنری هم لازم داریم. حوزه هنری داریم، تشکل‌های مردمی حوزه ادبی هم لازم داریم. به این هم اکتفا نمی‌کنیم. چنین نیست که‌ روزی تشکل برتر و انقلابی‌تر و پیش‌رونده‌تر از تشکل‌های مردمی امروز وجود نداشته باشند. قاعده «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» قاعده همیشگی می‌باشد. قاعده «يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ» قاعده همیشگی می‌باشد و این موارد قاعده‌های نوشوندگی روزگار می‌باشند و یک سنت هستند.
خدا معطل کسی نمی‌ماند و کار خدا بر روی زمین نمی‌ماند. حتماً جنود خدا در آسمان و زمین آن بار را برمی‌دارند. من بخل می‌ورزم و ناتوانی از خود نشان می‌دهم. من انفاق نکرده‌ام یا خود را در معرض این جهاد قرار نداده‌ام. ولی دیگری هست که این کار را انجام دهد و در واقع خدا او را بپسندد و او را دوست داشته باشد و او این مسیر را طی کند. پس تا اینجا منطق این کار روشن می‌باشد. منطق فرهنگی منطبق با طبیعت و منطبق با سیستم نظامات طبیعی می‌باشد و این نو به نو شدن سنت الهی می‌باشد.
اکنون سؤال اینجاست که آیا تشکل‌های مردمی و مجموعه‌هایی که رو به ثمر دهی هستند و قابلیت انعطاف دارند، درست است که شاخه نازکی دارند اما بر تنه متکی هستند و برگ و بار زیادی دارند و با حداقل‌ها خیلی کارها را انجام می‌دهند. آیا این افراد باید از هوا و نور خورشید ارتزاق کنند و نیاز به منابع زیرزمینی یا مواد معدنی ندارند؟ وقتی وارد این بحث می‌شویم سؤال‌های اصلی به وجود می‌آیند و دوگانگی‌ها خود را نشان می دهد. ناگهان می‌فهمیم که بخش اعظمی از منابع که باید صرف ثمرات شجره طیبه انقلاب شود و باید از طریق ریشه‌ها دریافت شود، صرف پوسته شده است. یعنی دیگر نمی‌توان با سیستم طبیعی تغذیه کرد. چون سیستم طبیعت این کار را نمی‌کند. هر میزان که فیبر می‌شود مواد معدنی را از خود به سمت مجموعه‌های نوتر و تازه‌تر و ثمرده‌تر یا به ثمردهی نزدیک‌تر عبور می‌دهد. اما در این سیستم اینطور نمی‌باشد. سازمان‌ها به‌صورت حداکثری منابعی را که برای هدف و برای اثر بخشی هستند، می‌بلعند که کار انجام دهند. منابع را برای سازمان پیر و فرتوت خود و کار نکردن، می‌خورند.
باز هم می‌گوییم اشکال ندارد. یک سازمان پیر وجود دارد و ان‌شاالله باید جوان شود و حقوق و دستمزد پرداخت می‌شود. ولی می‌بینیم این منابع به‌صورت زیر‌زمینی دارد خورده می‌شود برای تولید ثمراتی بر ضد اهداف اولیه انقلاب. یعنی به‌طور مثال رسانه منابعش خورده می‌شود برای ایجاد یک بافت سلبریتی که در تمام مقاطع حساس انقلاب بر ضد‌انقلاب موضع می‌گیرند. این موارد واقعا گریه‌آور است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که قرار بود ارشاد اسلام کند و فرهنگ اسلام را ترویج کند خود عایق در این زمینه می‌باشد. خود منابع را به دیگرانی که بر خلاف این امر عمل می‌کنند تخصیص می‌دهد. اگر این اتفاق افتاد باید ایستاد و حساب‌کشی کرد. دیگر نمی‌توان تحمل کرد و باید با پدیده (پول جمهوری اسلامی را بگیر و علیه او مصرف کن) مبارزه کرد. پول نفت که انفال است و در اختیار ولی فقیه می‌باشد را از طرق مختلف دستگاه‌ها و سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌ها بگیر و بر خلاف فرهنگ ولایت و امامت مصرف کن. باید مقابل این امر ایستاد.
واقعیت این است که ما در نظام جمهوری اسلامی دو افق داریم. من نمی‌دانم منظور کسانی که می‌گویند حاکمیت دوگانه داریم چیست؟ ولی حتماً افق دو گانه وجود دارد. یک افق می‌گوید آینده از آن حزب‌الله و اسلام ناب محمدی می‌باشد و افق دیگر می‌گوید آینده از آن آمریکا و ابر قدرت‌ها می‌باشد. لااقل به‌صورت عمل‌گرایانه این گفته می‌شود و ما را وادار می‌کند قواعد موجود سیادت آمریکا را در جهان بپذیریم و به‌گونه‌ای هم القا می‌کند که شما حس کنید تنها راه بقای حداقلی از دینداری تو می‌باشد. یعنی می‌گوید مبارزه را ترک کن و با شرایط موجود یعنی حاکمیت طاغوت کنار بیا تا بتوانی نماز یا حوزه‌علمیه حداقلی یا حج داشته باشی. این دو افق می‌باشد. جالب است هردو افق توسط روحانیت در سطح جامعه اسلامی پیش رفته‌اند. افق اول افق امام و رهبری می‌باشد که به صراحت بارها و بارها گفته شده است و افق دوم توسط مسئولین روحانی کشور همواره ترویج و تقویت شده است. حتی توسط بزرگان نظام و استوانه‌های نظام به صراحت گفته شده است. این دو افق با هم مختلف هستند. ممکن است در بعضی کلمات مثل (پیشرفت) اشتراک لفظ داشته باشند ولی در حقیقت منظور دو پیشرفت می‌باشد. یک پیشرفت به سمت یک افق و دیگری پیشرفت به سمت افق کاملاً متناقض با افق اول است.


ما چقدر توانسته‌ایم در بین اهالی فرهنگ و مخاطبین فرهنگ این باور را ایجاد کنیم؟ واضح است که افق اول درست می‌باشد. ما به‌عنوان سربازان پیاده نظام چه کاری توانسته‌ایم انجام دهیم؟
اجازه می‌خواهم بخش قبل را تکمیل کنم. ما چرا جلو نمی‌رویم؟ من درون جمهوری اسلامی را می‌گویم و منظورم دشمن خارجی نمی‌باشد. این دو ایده متفاوت و متناقض یکدیگر را خنثی می‌کند و متأسفانه نگاه غرب‌گرا، نگاه سازش‌کار با ابرطاغوت جهان‌خوار یعنی با آمریکا، نگاه سازش‌کار با لیبرال سرمایه‌داری و نگاه و افق سازش‌کار با تفکر پلورالیزم، خورنده منابع اصلی حوزه فرهنگ می‌باشد و دارای نقاط کلیدی مدیریت حوزه فرهنگ می‌باشد و به این صورت نیست که بگوییم این افراد به لحاظ مدیریتی با انتخابات جابه‌جا می‌شوند. این افراد در زمانی که مدیر می‌شوند ساختارهای شبه مردمی خود را شکل داده و توسط ظاهراً NGO و ظاهراً انجمن‌ها و تشکل‌های مرتبط با خود که معتقد به آن افق هستند کار خود را پیش می‌برند و مع‌الاسف این نگاه و افق درست انقلابی و حزب‌اللهی درون سازمان خود در این نگاه ضعف دارد. غیر از آقا که دائما در بحث تشکل‌های مردمی می‌دمند بقیه مسئولین طی سالیان سال به دوره مدیریتی خود و ساختارهای مرتبط با سازمان خود فکر می‌کنند. به جای ماندگار کردن این‌ها بر زمین و کاشتن دانه‌های زراعی و کم‌کم قد برافراشتن درختان پر ثمر، دائماً به ساختار فیبرۀ خود آویز اضافه می‌کنند که این اتفاق نامبارکی می‌باشد. بنده معتقد هستم اگر اساساً بعضی سازمان‌های فرهنگی نبودند و منابع مالیشان در یک سیستم هوشمندانه در اختیار جبهه مردمی قرار می‌گرفت به مراتب جلوتر بودیم. در حاضر بخش قابل توجه و بخش اعظمی از منابع فرهنگی انقلاب و نظام اسلامی در اختیار دیگران است. آب باریکه‌ای به تشکل‌های مردمی تخصیص می‌یابد. نمونه آن مجمع ناشران می‌باشد که از همین جنس است. در طول این سال‌ها واقعاً با مشقت اداره شده و جلو رفته است. آلاف و الوف برای دیگران بوده است. آن هم نه دیگران غیر مجمع ناشرانی. دیگران انقلاب و دیگران غیر پیوسته به انقلاب.


برای شخص بنده سؤالی پیش آمده است. ما بعد از چهل سال چطور نتوانسته‌ایم سیستم‌های خود را اصلاح کنیم؟ زمان زیادی است. ما در دهه شصت نیستیم. ما دردسرهای دهه شصت مثل جنگ، منافقین و مشکلات بزرگتر را از سر گذرانده‌ایم. ولی چطور بعد از چهل سال نتوانسته‌ایم این سیستم‌ها را اصلاح کنیم؟
قرار نیست ما این موارد را اصلاح کنیم. به‌طور کل وقت گذاشتن برای آن سنت و نظام طبیعی که عرض کردم ناظر بر همین بود که باید پیش برویم. ما قرار نیست منتظر تعمیر یک دستگاه فرسوده نقلیه شویم اصلاً نمی‌توان پیش رفت. من باید به آن نقطه برسم ولو با پای پیاده. در عین اینکه بعضی‌ها باید مشغول تعمیرات و اصلاحات باشند که آن دستگاه‌ها نیز حرکتی کنند. در مؤسسات فرهنگی و در مبارزات فرهنگی ما امثال حججی‌ها به وجود آمده‌اند. بعضی‌ها می‌گویند این افراد مسجدی بوده‌اند. بله آنها مسجدی بوده‌اند. ولی آیا در مساجد مبارزه‌ای می‌بینیم؟ مع‌الاسف خیر، در خیلی از مساجد و حتی در بسیاری از حوزه‌های علمیه خطی از مبارزه وجود ندارد. دشمن واقعی در میدان که هر روز دشمنی آن را می‌بینیم را ندید گرفته و دشمن خیالی و موهوم که خود دشمن آن دشمن را برای ما ساخته است را برای خود بزرگ می‌کنیم.


اگر فرهنگ خصوصی شده و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به طور کل حذف شود برنده نیستیم؟
خیر. یک مغالطه در این پارادایم و در کلمه خصوصی وجود دارد. صحبت شما هم می‌تواند درست تلقی شود و هم می‌تواند کاملاً اشتباه تلقی شود. فرهنگ اساس ذات انقلاب اسلامی است.


فرض کنیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تمام بودجه‌ای که در اختیار دارد، کامل در جهت جریان فکری غربی ‌است. آیا ما به‌عنوان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نمی‌توانیم منابع مالی جدید از نهادهایی مانند بسیج یا سپاه یا ارگان‌هایی که هنوز در جهت انقلاب هستند تأمین کنیم ؟
ما از آن نمی‌گذریم. این برای جمهوری اسلامی می‌باشد. زمانی گفته می‌شود سفارتخانه‌ها برای تولید کتاب بودجه به ناشران معارض می‌دهند. می‌گوییم سفارتخانه‌ها باید چنین کنند. اما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حق چنین کاری را ندارد و حرام می‌باشد. مهمترین منکر این است که امکانات نظام جمهوری اسلامی بر ضد نظام اسلامی به کار گرفته شود. یعنی تضعیف نظام اسلامی با پول نظام اسلامی صورت گیرد. این مهم‌ترین منکر می‌باشد و حتماً باید آن را نهی کرد و مقابل آن ایستاد. به هیچ وجه نمی‌گذریم. وظیفه سپاه مرزبانی و دفاع از کیان انقلاب اسلامی می‌باشد. دستگاه‌ها هرکدام وظیفه‌ای دارند. درون جمهوری اسلامی میلیارد میلیارد بودجه خرج شود بر ضد نظام اسلامی و معارف اسلامی و ما تماشا کنیم؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دستگاه‌های فرهنگی باید در سطوحی از اصلاح قانون صورت گیرد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دستگاه‌هایی که به نوعی به فرهنگ و تربیت متصل هستند حتی آموزش و پرورش، همه باید ذیل فرهنگ امامتی جامعه اداره شوند. تبعات عدم‌ثبات در مدیریت فرهنگی کمتر از عدم‌ثبات در سیاست‌های فرهنگی نیست.


لازمه حرف شما این است که اقتصاد و سیاست ما امامتی شود چنین شود.
وقتی در فرهنگ چنین شد گام به گام بقیه موارد هم چنین خواهند شد. ولی به شرطیکه واقعا چنین شود. حتی در صنعت. جایی که سیستم ولایی بدون عایق جلو می‌رود. هرجا سیستم ولایی جلو نمی‌رود حتماً دچار تنش و عدم موفقیت خواهیم بود. منظور بنده فقط در حوزه اقتصاد نمی‌باشد. در حوزه فرهنگ و نظامی و دیپلماسی و تمام حوزه‌ها چنین می‌باشد. چون مکانیزم نصرت الهی از این طریق طبق سنن الهی حاصل می‌شود.
اگر کسی به این امر ایمان داشته باشد می‌گوید تو بدان که هرکس اورا یاری کرد من یاریش می‌کنم. بدانید اگر خواستید مبارزه کنید ولو اینکه در حال ضعف و فتور باشید باز هم شما پیروز هستید. ما رسول خدا را همواره در میان خود می‌بینیم و نه فقط در دوره چند ساله. (واعلموا ان فیکم رسول الله) را امروز برای خود معنا‌دار می‌دانیم. اگر این امر را قبول داشته باشیم رفتار من در حوزه اقتصاد، امنیت، نظامی‌گری ، تجارت، دیپلماسی تغییر ‌می‌یابد. و اگر به این امر ایمان آوردیم حداقل در حوزه فرهنگ کشور تغییر می‌کند. عمده مشکلات کشور به خاطر فرهنگ می‌باشد. ما در آموزش و پرورش فرهنگ انقلابی نداریم. در کتاب‌های منتشر شده هم چنین نیست. ما در این زمینه خیلی ضعیف عمل کرده‌ایم.
اگر اجازه دهید بنده بحث نگاه توازنی که ناتمام ماند را دنبال کنم چرا که می‌خواهم تفکر خوش‌بینانۀ تا حدی تؤام با یک ساده‌اندیشی را ترسیم کنم. در تفکر توازنی اصل بر این است که جریان روشنفکری با جریان انقلابی مبارزه کنند، بنده هم به عنوان داور حضور دارم. گاهی این سمت و گاهی جریان مقابل پیروز هست و باید در این امر توازنی باشد. این نگاه به هیچ وجه فرهنگی نمی‌باشد و حتی نمی‌توان گفت نگاهی سیاسی است بلکه نگاهی کاملاً سیاست زده می‌باشد.
این نگاه زمانی درست بود که کل کره ارض تماماً آب یا بیابان بود و فقط کشوری شبیه گربه وجود داشت به نام ایران و هیچ پیشینه‌ای هم نداشت و همین چهل سال قدمت را داشت و در آن زمان بود که دو گروه دو نگاه یا افق یا طیف را داشتیم که با هم مبارزه کنند و بنده هم نقش یوان را ایفا می‌کنم. در حالی‌که چنین نیست. حداقل صد تا صدوپنجاه سال جریان جدید روشنفکری وابسته و غرب‌گرا و انگلیسی از قبل از مشروطه در کشور و در حوزه فرهنگ وجود دارد. ما تنها جزیره در کره ارض نیستیم. صد و هشتاد کشور در جهان با نظامات سکولار و عموماً وابسته به غرب و همراه و همدل یا لاقل تن داده به آمریکا در حال اداره شدن هستند. همه این کشورها در فرهنگ و تربیت و ادبیات و حتی در دانش به کشور ما شبیخون می‌زنند. حرف ما را نقض کرده و کلمه لااله الا الله را نفی می‌کنند و همه این موارد به صورت خیلی آزادانه و کنترل شده در حال اجراست. این سیستم توازنی نمی‌باشد. وانگهی با فرض اینکه در کره ارض سرزمینی بود به نام ایران و تمام انسان‌ها فقط بر روی این زمین به وجود آمده بودند و تمام این دوره هم فقط چهل سال بوده باشد باز هم اگر به دولت‌هایی که در این چهل سال در ایران بودند نگاهی بیندازیم، خواهیم دید اگر بنا بر توازن هم بوده باشد نباید چنین بوده باشد. مسئولیت وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی عموماً تحت نظر جریان دگر‌اندیش و جریان فتنه بوده است، مگر چند سالی که در مجموع ده سال هم نمی‌شود را چند نفر با تفکر انقلابی، این مسئولیت را داشته‌اند. پس توازنی وجود ندارد و این حرف غیر‌کارشناسانه و حرفی برای توجیه گرایش به جریان غرب‌گرایانه با لعاب توازن می‌باشد. درون‌مایه کلمه توازن در حقیقت پذیرش پلورالیزم معرفتی و فرهنگی می‌باشد و پلورالیزم متضمن پذیرش مکتب لیبرالیزم می‌باشد. ولو اینکه به کسی لقب حجت الاسلام را بدهند. اسم و چهره مهم نیست. مهم افکار است که باعث عمل فرهنگی در مدیریت می‌شود.
كد خبر:43130
منبع خبر:دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی
تاريخ خبر:1397/12/18